حکیم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:03
از حکیمی پرسیدند: چرا هیچ ازعیب مردم سخن نمیگویی؟! حکیم گفت: هنوز ازمحاسبه عیب های خودم فارغ نشدم تا به عیب های دیگران بپردازم..
صبح
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:03
صبح یعنی یک سبدلبخند یک بغل شادی یک دنیاعشق وخندیدن از اعماق وجود به شکرانه داشتن نفسی دوباره روزتون پُر ازشادی لبخندخداهمراهتان باد
مواظب قویترینهای زندگیمون باشیم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:03
یه گل کاکتوس قشنگ تو خونهام داشتم. اوایل بهش میرسیدم. قشنگ بود و جون دار. کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره. خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد. منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه. هر گلی که خراب میشد میگفتم، کاکتوسه چق...